شبگرد عاشق((امید عاشقتم))

 

نوشته شده در سه شنبه 1390/02/27ساعت 4:26 بعد از ظهر توسط شیلا| |

دفتری بود که گاهی من و تو
می نوشتیم در آن
از غم و شادی و رویاهامان
از گلایه هایی که ز دنیا داشتیم
من نوشتم از تو:
که اگر با تو قرارم باشد
تا ابد خواب به چشم من بی خواب نخواهد آمد
که اگر دل به دلم بسپاری
و اگر همسفر من گردی
من تو را خواهم برد تا فراسوی خیال
تا بدانجا که تو باشی و من و عشق و خدا!!!
تو نوشتی از من:
من که تنها بودم با تو شاعر گشتم
با تو گریه کردم
با تو خندیدم و رفتم تا عشق
نازنیم ای یار
من نوشتم هر بار
با تو خوشبخترین انسانم…
ولی افسوس
مدتی هست که دیگر نه قلم دست تو مانده است و نه من!!!


شعر و عکس عاشقانه بسیار زیبا

نوشته شده در یکشنبه 1390/06/06ساعت 4:5 بعد از ظهر توسط شیلا| |

 

دوســـــــــــــــــــــــت دارررررررررررررررم همسرم

 

 

 

 

 

 

 

عاشقتم ديوونه وارررررررررررررررررررر

 

 

 كي مياي دلم تنگ شده زود بيا همنفس

 

 

خيلي خيلي دوست دارم چرا روزا دير ميره اخه كي مياي

انتظارررررررررررررررررررررررررررررررر بسه

 

 دوست دارم اميد جونم

 

نوشته شده در شنبه 1389/11/30ساعت 10:41 بعد از ظهر توسط شیلا| |

تولدددتتتتتتتتتت مباركككككككك همسرررررممممممم

سلام دوستان قرار شد نيام ولي نميشه تولد عشمه فرياد نزنم خيلي خيلي بهش وابسته شدم عشقم بهش خيلي زياد

 شده برامون دعا كنين نميخوام هيچوقت از دستش بدم آخه اون تموم زندگيمه خوب بيان تولدشو كه ٥/١٢/٨٩

هست باهم جشن بگيريم

کارت پستال های تولد (1)

 

عسلم تولدت مبارك كاش پيشت بودم

کارت پستال های تولد (1)

عزيزم هديه من بهت يه دنيا عشقه زندگيم با تو برام درست مثل بهشته

با تموم وجوووووووودمممم ميگم تولدت مبارك

قول ميدم سال ديگه پيشت باشم

ددددددددددددوووووووووووووسسسسسسسسسستتتتتتتتتتتتتتت

دددددددددددددددددددددااااااااااااااااااااااااااارررررررررررررررررررررممممممممممممم

 

 

تولد تولد تولد اميد جيگرم مبارككككككككك

عشقم تولدت مبارك خيلي خيلي دوست داشتم الان پيشت بودم اما نيستم ديگه اشكال نداره

 سال ديگه ديوووووونتتتتتتمممممم ديووننننننننننه

 

عزيزم دوست دارم تولدت مبارك ايشاالله صدساله شي

عزیزترینم

باهات میام نفس نفس / تو آسمون ، توی قفس

از اولش تا آخرش / دوستت دارم ، همین و بس

از طرف دوست دار تو . . .

اي زيباترين ترانه هستي بدان كه شب ميلادت ارمغان خوبي ها و زيبايهاست

پس اي سر كرده خوبي ها ميلادت مبارك

 

در سكوت مبهم زندگي آواي مطلق و پر معناي هستي ام شدي تولدت مبارك

 

 

ای روشنی گسترده ، ای زیبایی محض ، ای آسمان بی کران مهربانی

کلامی می آفرینم تا با تو سخن بگویم

سالروز زمینی شدنت مبارک . . .

.

.

جان ، خدا را به خاطر خلقت وجودت پاکت سپاسگذارم

و برای سالروز آغاز زندگی تو خوشبختی بیشتر آرزو میکنم . . .

بازم با تموم وجودم تولدتو تبريك ميگم خيلي دوست داشتم بيشتر از اينا بهت تبريك بگم

 اما خودت ميدوني وقت من اندك است .

يادت نره هيچ وقت به عشقم شك نكني

خييييييييييييييييلللللللللييييييييي دددددددددددوووووووووسسسسسسسستتت

دارررررررررررمممممممممممممممم اممممممممممميييييييد جوووووونم

تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوولـــــــــــــــــدت مـــــــــــــــــبــــــــــاركـــــــــــــــــــــــــ

نوشته شده در چهارشنبه 1389/11/27ساعت 0:7 قبل از ظهر توسط شیلا| |

سلام دوستان این آخرین آپم خواهد بود البته واسه یه مدت فقط امدم بگم

 امید خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی،. . . . . . . .دوست دارم .

فراموشم نکنید چون بازم میام خدانگهدارتون دوستان

نوشته شده در سه شنبه 1389/06/23ساعت 4:40 بعد از ظهر توسط شیلا| |

 

نوزده سال پيش در چنین روزی قدم به این دنیای عجیب و ناپایدار گذاشتم.زياد خوشحال نيستم

 چون عشقم پيشم نيست ولي خوب تولودمه ديگه.......

اينم كيك

نوشته شده در دوشنبه 1389/06/22ساعت 4:9 بعد از ظهر توسط شیلا| |

 

impression of i love you 

 تقدیم به کسی که با شکوفه های بهار آمد

امابرای من تنها بهارنبود . بهشتی بود دردل کره خاکی دلم .

تو درپائیزبرگ ریز دستان سرد مرا گرفتی ومرا به باغ دلت راه دادی و من حالا می بینم که دنیای دلت چه بزرگست و من چه ذره ناچیزی در این سبزه زار بی انتها.

 کمک کن تا لایق دلت باشم . کمک کن آنگونه باشم که باید.

مهربانی از تو و عشق از من .

سلام پرنده ی کوچک خوشبختی من

سلام و به امید یه جهان پر از عشق ،پر از محبت و پر از نور برای تو. یه دنیا زیبائی به زیبائی چشمهای نازنین تو.

یه دنیا مثل قلب تو صاف و صادق و مهربان .

هستی من تو ، تمام وجود من تو ، نور دیدگانم تو .

توئی که به گوشه چشمی عشقی گرم وزیبا آفریدی .

توئی که به کرشمه ای آتش در من افروختی .

توئی که پاکی چون دریا.

زلالی چون آب .

روانی چون باران .

تو پادشاه سرزمین عشقی .

تو خود عشقی .

می پرستمت .

برای من بمان همان گونه عاشقانه . تمام عمر من به فدای تو.به فدای نیم نگاه تو و یک نفس تو

تو تنها ترین معشوق منی .

مهربانم

امیدوارم بتوانم لایق تو باشم . به پاس مهربانیت ، تا ابد با تو خواهم ماند.

دوستت دارم امید.

دیوانه ات خواهم ماند

send photos

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 1389/06/15ساعت 1:30 بعد از ظهر توسط شیلا| |

 

collage image 425507  loading...

محبوبم ،‌اشک‌هایت را پاک کن! زیرا عشقی که چشمان ما را گشوده و ما را خادم خویش

 ساخته، ‌موهبت صبوری و شکیبایی را نیز به ما ارزانی می‌دارد. اشک‌هایت را پاک کن و آرام

 بگیر، ‌زیرا ما با عشق میثاق بسته‌ایم و برای آن عشق است که رنج نداری، ‌تلخی بی نوایی

و درد جدایی را تاب می‌آوریم برای خاطر عشق به من بگو، ‌آن شعله چه نام دارد که در دلم

زبانه می‌کشد، ‌نیرویم را می‌بلعد و اراده‌ام را زایل می‌کند؟

Hot

 

چشمانت را برای زندگی می خواهم اسمت را برای دلخوشی می خوانم دلت را برای عاشقی

 می خواهم صدایت را برای شادابی می شنوم دستت را برای نوازش و پایت را برای همراهی

 می خواهم عطرت را برای مستی می بویم خیالت را برای پرواز می خواهم و خودت را نیز

برای پرستش...

 

من هنوز تو را دارم...

گاهي كه دلم...
به اندازه ی تمام غروبها مي گيرد...
چشمهايم را فراموش مي كنم...
اما دريغ كه گريه ی دستانم نيز مرا به تو نمي رساند...
من از تراكم سياه ابرها مي ترسم و هيچ كس...
مهربانتر از گنجشكهاي كوچك كوچه هاي كودكي ام نيست...
و كسي دلهره هاي بزرگ قلب كوچكم را نمي شناسد...
و يا كابوسهاي شبانه ام را نمي داند...
با اين همه ، نازنين ، اين تمام واقعه نيست...
از دل هر كوه كوره راهي مي گذرد...
و هر اقيانوس به ساحلي مي رسد...
و شبي نيست كه طلوع سپيده اي در پايانش نباشد...
از چهار فصل دست كم يكي كه بهار است...
من هنــوز تورا دارم....امید جونم

Flowers

 

من از زمانه که دسـت تـو داد تقدیرم، هـنوز هم که هـنوز اسـت

 سخت دلگیرم، تو رفته ای ومن اندر در هجوم خاطره ها، چو قـاب

عـکس قدیمی اســیر تصویرم.

دوست دارم عشق من امید

 

نوشته شده در دوشنبه 1389/06/08ساعت 1:8 بعد از ظهر توسط شیلا| |

وقتی خورشید میره تا چشماشو رو هم بذاره


رنگ خورشید غروب چشماتو یادم میاره

 

همیشه غروب برام عزیز و دوست داشتنیه


واسه اینکه رنگ خوب چشمای تو رو داره


غروبا قشنگن ،‌ با چشات یه رنگن

قشنگ ترین غروبو تو چشای تو می بینم

 

تموم عالمو پر از صدای تو می بینم


تو چه پاکی ، تو چه خوبی


تو شکوه یه غروبی


مث دریای پر آواز جنوبی


تو برام دیدنی هستی مث دریای جنوب


که پر از رازی و آوازی و قصه های خوب


دیدنت برای من همیشه تازگی داره


مث جنگل مث ساحل ، مث دریا تو غروب

 

Eyes

شهر من رو به زوال است تو باید باشی / دل من زیر سوال است تو باید

 باشی فال حافظ زدم آن رند غزل خوان میگفت / زندگی بی تو محال

 است تو باید باشی

 

 

گفتم : تنهام . . نصیحت کرد . . گفت : نا امیدی گفتم : نا امید نیستم ، تنهام گفت : تنهایی قشنگه گفتم : از این قشنگی میترسم گفت : نترس نمیمیری گفتم : کسی کنارم نیست گفت : من هستم ، نصیحتت میکنم ، گوش کن حالت بهتر میشه گفتم : سهم من از همه چیز دنیا شده همین تنهایی . . گفت : خدا هم تنهاس گفتم : من که خدا نیستم . . . داشت فکر میکرد چند تا کلمه جور کنه و نصیحتم کنه دیگه چیزی نگفتم . . ساکت شدم . . . بدون حرکت . . . . چند لحظه ای میشد . . که مرده بودم . . . . . . .

 

Flowers

 

 

هوا خواه تو ام جانا و میدانم که می دانی

که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی

ملامتگو چه دریابد میان عشق و معشوق

نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی

 

Love

دوست دارم در سرزمین قلبم خانه ای

بسازم که پنجره هایش هیچ گاه از دیدن تو سیر نشوند.

نوشته شده در دوشنبه 1389/06/01ساعت 9:44 قبل از ظهر توسط شیلا| |

 

من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟

پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم

تنهاییت برای من …

غصه هایت برای من  …

همه بغضها و اشکهایت برای من ..

بخند برایم بخند

آنقدر بلند

تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را…

صدای همیشه خوب بودنت را

دلم برایت تنگ شده اميد

 دوستت دارم …

 

 3dgirl.blogfa.com

صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در

 کنج سکوت شب ‌، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم هياهوي

 زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير

 من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در

 سکوت تو نهفته

 

3dgirl.blogfa.com

 

براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد

مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ

از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس

 

3dgirl.blogfa.com

 

امشب گريه ميكنم .گريه ميكنم برا تو براي خودم براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن نتونستن. برا ي تمام اون چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت بيشه به وسعت دل عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم وهنوز شكست نخوردم

 

3dgirl.blogfa.com

 

نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام

 

3dgirl.blogfa.com

 

هنگامي كه دري از خوشبختي به روي ما بسته ميشود ، دري ديگر باز

 مي شود ولي ما اغلب چنان به دربسته چشم مي دوزيم كه درهاي باز را

 نمي بينيم


 

نوشته شده در چهارشنبه 1389/05/27ساعت 10:6 قبل از ظهر توسط شیلا| |

 

 دلم برات تنگ شده.....اما من...من میتونم این دوری رو تحمل

 کنم... به فاصله ها فکر نمیکنم ...... میدونی چرا؟؟ آخه... جای

 نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از دستام میتونم

 استشمام کنم....رد احساست روی دلم جا مونده ... میتونم تپشهای

 قلبت رو بشمارم...........چشمای بیقرارت هنوزم دارن باهام حرف

 میزنن.......حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نیستی؟؟چطور بگم

 با من نیستی؟؟آره!خودت میدونی....میدونی که همیشه با

 منی....میدونی که تو،توی لحظه لحظه های من جاری

 هستی....آخه...تو،توی قلب منی...آره!تو قلب من....برای همینه که

 همیشه با منی...برای همینه که حتی یه لحظه هم ازم دور

 نیستی...برای همینه که میتونم دوریت رو تحمل کنم...آخه هر وقت

 دلم برات تنگ میشه...هر وقت حس میکنم دیگه طاقت ندارم....دیگه

 نمیتونم تحمل کنم...دستامو میذارم رو صورتم و یه نفس عمیق

 میکشم....دستامو که بو میکنم مست میشم...مست از عطر ت. صدای

 مهربونت رو میشنوم ...و آخر همهء اینها...به یه چیز میرسم.....به

 عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت دلتنگیم بر طرف

 میشه...اونوقت تو رو نزدیکتر از همیشه حس میکنم....اونوقت دیگه

 تنها نیستم


حالا من این تنهایی رو خیلی خیلی دوسش دارم.. به این تنهایی دل

 بستم...حالا میدونم که این تنهایی خالی نیست...پر از یاد عشقه.. پ

راز اشکهای گرم عاشقونه ...امید خیلی خیلی دوست دارم

 

http://mostafa2shahreza.persianblog.ir 

 

می خواهم امشب از ماه قول بگیرم که هر وقت دلم برایت تنگ شد

 

در دایره حضورش تو را به من نشان دهد

 

می خواهم امشب با رازقی ها عهد ببندم

 

هر وقت دلم هوای تو را کرد

 

عطر حضور مهربان تو را با من هم قسمت کنند

 

می خواهم امشب با دریای خاطره ها قرار بگذارم

 

که هروقت امواج پر تلاطم یادها خواستند قایق احساس مرا بشکنند

 

دست امید و آرزوی تو مرا نجات دهد

 

می خواهم امشب با تمام قلب هایی که احساس مرا می فهمند و می شنوند

 

پیمان ببندم که هر وقت صدای قلب بی قرار م را هم شنیدند

 

عشقم را سوار بر ضربانهای بی تابی به تو برسانند....

 

http://mostafa2shahreza.persianblog.ir 

                                         

 

این سوی زندگی من و تو هستیم و آن سوی دیگر سر نوشت !

این سو دستها در دست هم است و آن سو عاقبت این عشق !

به راستی آخر این داستان چگونه است ؟ تلخ یا شیرین ؟

سهم من و تو جدایی است یا برابر است با تولد زندگی مان ؟

چه زیباست لحظه ای که من به

سهم خویش رسیده باشم و تو نیز به ارزوی خود !

چه زیباست لحظه ای که سر نوشت

با دسته گلی سرخ به استقبال ما خواهد آمد!

چه تلخ است لحظه جدایی ما و چه غم انگیز است لحظه خداحافظی ما !

این سوی زندگی ما در تب و تاب یک دیدار می باشیم ....

و آن سوی زندگی یک علامت سوال در آخر قصه من و تو دیده می شود !

آیا ما به هم میرسیم یا نمیرسیم ؟

سرانجام این داستان به کجا ختم خواهد شد ؟

 

حروف انگلیسی متحرکحروف انگلیسی متحرکحروف انگلیسی متحرک حروف انگلیسی متحرک

تم

 

 

نوشته شده در سه شنبه 1389/05/19ساعت 9:15 قبل از ظهر توسط شیلا| |

 

برات دعا مي کنم دعا مي کنم که:

هیچ گاه چشمهاي کهربايي تو را در انحصار قطره هاي اشک نبينم

دعا مي کنم که لبانت را فقط درغنچهاي لبخند ببينم

دعا مي کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکي دريا

و بوي بهار را داردهميشه از حرارت عشق گرم باشد

من برايت دعا مي کنم که گلهاي وجود نازنينت

هيچ گاه پژمرده نشوند براي شاپرکهاي باغچه خانه ات

دعا مي کنم که بالهايشان هرگز محتاج مرهم نباشند

من براي خورشيد آسمان زندگيت دعا مي کنم که هيچ گاه غروب نکند

من برات دعا می کنم که...!؟

نوشته شده در یکشنبه 1389/05/10ساعت 4:3 بعد از ظهر توسط شیلا| |

 

پا به خواب تو گذاشتم بس که بیداری کشیدم

 

من چقدر حوصله کردم تا به خواب تورسیدم

 

کاشکی دوست داشتنای ماعشقای همیشگی بود

 

قلب و فانوس های روشن دنیاباغ شیشه ای بود

 

پشت خنده ی من گریه پشت گریه ی توخنده

 

کی تو این بازیه تازه دل کهنه می پسنده

 

باتو بارونیو عاشق زیر چتری که خیاله

 

چقد این قصه قشنگه چقد این لحظه محاله

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 1389/05/06ساعت 9:47 بعد از ظهر توسط شیلا| |

امید دوست دارم

می پرسی تو را دوست دارم؟

حتی اگر بخواهم پاسخ دهم نمی توانم

مگر می شود با کلمات ، احساس دستها را بیان کرد؟

مگر ممکن است با عبارات شرح داد که آن زمان که با دیدگان پر اندیشه و روشن بین به من می نگری چه نشاط و

لطفی دلم را فرا می گیرد ؟

می پرسی تو را دوست دارم ؟ مگر واقعا" پاسخ این سوال را نمی دانی ؟

مگر خاموشی من ، راز دلم را به تو نمی گوید ؟

مگر آه سوزان از سر نهان خبر نمی دهد ؟

راستی آیا شکوه آمیخته به بیم و امید ، که من هر لحظه هم می خواهم به زبان آورم و هم سعی می کنم که از

دل بر لبم نرسد ، راز پنهان مرا به تو نمی گوید ؟

عزیز من ! چطور نمی بینی که سراپای من از عشق به تو حکایت می کند ؟

همه ذرات وجود من با تو حدیث عشق می گویند ، بجز زبانم که خاموش است

 

 

نوشته شده در شنبه 1389/05/02ساعت 8:10 قبل از ظهر توسط شیلا| |

وقتی تو چشاش نگاه میکنم انگار چند تا حس رو با هم دارم.هم دلم میخواد تا ابد به چشم های قشنگش خیره بشم هم دلم میخواد ازشون فرار کنم...هم میخوام تو چشاش غرق بشم هم اضطراب دارم؛یه جورائی ترس و دلهره و عشق و غرور رو همه چی رو با هم دارم.ادم عاشق که عاقل نیست؛دیوونه یه جفت چشم معصوم و بیگناهه که هر وقت نگاهشون میکنه انگار که اتیش میگیره.عشق گاهی وقتا یه دریاست که وقتی توش شنا میکنی بدون اینکه بخوای ارومت میکنه؛گاهی وقتام یه مردابه که اروم و بی صدا تو رو تو خودش میکشه و اخر سر هم خفت میکنه و راه نفستو میبنده.....اون وقته که میمیری.

 

نوشته شده در دوشنبه 1389/04/28ساعت 3:52 بعد از ظهر توسط شیلا| |

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

من از قصه زندگی ام نمی ترسم

من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته تغذیه کردن می ترسم.

ای بهار زندگی ام

اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست

اکنون که پاهایم توان راه رفتن ندارد

برگرد

باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را

باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا

باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده.

بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم

بدان که قلب من هم شکسته

بدان که روحم از همه دردها خسته شده.

این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد.

بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام

خالصانه دوستت دارم امید

 

ای عشق واقعی

چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است

چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود

بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است

چه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ای

من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی

تو هوای دلم را با طراوت کردی

زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم

پس بدان دوستت دارم امید گرچه پایان راه را نمیدانم

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

آسمان هست

 من هستم

 مثل يک پرستوی مهاجر با حسی غريب

 اما نه برای تو و نه برای هيچکس

در کنار اين مردم

شايد حضور صدايی نتواند نگاههايی چنين سنگين را جا به جا کند

 شايد برای باور وجودم اثباتی لازم باشد

 اما من وجود دارم

 برای تنهايی ديوارهای اتاق

برای انتظار قلبهای بدون عکس

 برای ترک خوردگی روح باغچه

من هستم با قلبی شکسته اما در حال تپيدن جدا از همه بودنها

همانطور که آسمان هست

 

باز هم گرما به سرزمین سرده وجودم باز گشت

و باز هم قلب کوچکم شروع به تبیدن کرد

.من ادعای عشق نمی کنم

چه کنم نمی توانم

.شاید زندگی دوباره لبخندی به رویم زد

لبخندی به وسعت دل تمام عاشقان

لبخندی نابایان

ولی من هنوز ادعای عشق نمی کنم

حتی اگر چشمان بی فروغم باز هم به روی دیدگان زیبایت گشوده شود

.بگزار.......

بگزار در تنهایی نفس بکشم و تا عمق وجودم احساس آرامش کنم.

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

 

   ای زندگی من.


   ای گل بهار من


   آن زمان که غم زندگی من را از متلاشی میکند به تو می اندیشم

   .به عظمت دریاها قسم


   به آبی آسمانها قسم که دوستت دارم.


   ای زندگی من


   گل من بگزار در آسمان عشق تو برواز کنم


  بگزار هوای عشق تو را در تمام وجودم حس کنم


  زندگی زیباست اما با تو در کنار تو به فکر تو


  زندگی من امکان بذیر است


  نگذار عشقم این چنین خاموش شود که حتی یادگاری از آن باقی نماند.


  میدانم که خسته ای از تمام دردهایی که ذره ذره روحت را آب کرد


  ولی این را بدان که من همیشه در همه حال در کنارت با یادت و

 عاشقت هستم.


   برای تو

 

        بــه خــدا عاشــقتم امـــــــید

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 1389/04/16ساعت 12:7 بعد از ظهر توسط شیلا| |

 

دستانم گرمي دستانت را مي خواهد پس دستانم را به تو ميدهم

قلبم تپش قلبت را مي خواهد پس قلبم را به تو ميدهم

چشمانم نگاه زيبايت را مي خواهد پس نگاهم از آن توست

عشقم تمامي لحظات تو را مي خواهند وبراي با تو بودن دلتنگي ميکنند

دل من همانند آسمان ابري از دوري تو ابري است

درخشش چشمانم همانند خورشيد درخشان انتظار

 چشمانت را مي کشند پس بدان اگر پروانه سوختن شمع را فراموش کند

 من هرگزفراموشت نخواهم کرد.

عاشـــــــقـــــــــانـــــــه دوســــــتت خواهــــــــــم داشـــــــــــت امـــــید.

 

 

تو همونی که تو خنده هام شریــکی
توی درد و غصه ها واســـم طبـــیبی

تو همون رویـای پـاکی که توی شبــهای من بود
که توی شبـهای من بـود

از خدا میخوام همیشه که کنـار تو بمونم
شمع باش پروانه میـشم تا کنـار تو بـسوز

وقتی چشـمات گـریه میکرد ارزوم بـود که بمیرم
کـاش بودم کنـارت ای گـل تا که دستـات رو بـگیرم


نوشته شده در یکشنبه 1389/04/13ساعت 9:8 قبل از ظهر توسط شیلا| |

آهای مرد غزل های من خداحافظ

 

رسید غصه به اینجای من ، خداحافظ

 

دلم گرفته ، به آن روز های پر احساس

 

اشاره هم نکن آقای من، خداحافظ

 

تمام دلخوشی ام توی زندگی بودی

 

امید واهی فردای من ، خداحافظ

 

چه آرزوی محالی شدی برای دلم

 

دلیل آن همه امضای من ، خداحافظ

 

چقدر خالی ام از حس و حال خوشبختی

 

سراب آدم ِ حوایِ من ، خداحافظ

 

من از تو چیز زیادی نخواستم اما....

 

جواب تلخ تقاضای من ، خداحافظ

نوشته شده در چهارشنبه 1389/04/02ساعت 4:10 بعد از ظهر توسط شیلا| |

دلم گرفته است،دلم به اندازه ی غروب،به اندازه ی تک درختی در کویر گرفته است ...

دلم به اندازه ی بغض پرنده ای که می پرد و در ملکوت دور افق گم می شود ...

به اندازه ی جامی سرشار از سرخی و سیاهی مرگ ...

نمی دانم بوی شوقی که از نفس های غمناک این شب به جان می رسد از کرانه های وصال توست یا از

نرگس های مستی که بر کنار جاده انتظار روییده اند؟

دلم برای سکوت شب همیشه تنگ است...

دلم می خواهد دفتر دلتنگیم را باز کنم و از شب سرد و ساکتم،حرفها بگویم .

دلم می خواهد همه بدانند که اهنگ عبور را با تمام وجود احساس می کنم و اشک های بدرقه گر عزیزم را

سرازیر می کنم .

چه بگویم از هزاران امید سبزی که در خانه ی دلم ویران می شوند ؟؟

چه بگویم از شب های منحوسی که سپید خاموش را فریاد می زنند ؟؟!!

بال هایم می سوزند،بال های بی عروجم.بال هایی که در قفس مانده اند و از پشت میله ها فغان سر

می دهند . چه کنم ؟؟

میان کوچه های شب منم هم پا... منم تصویر تنهایی... منم دلتنگ شب ...

دلم برای سکوت شب همیشه تنگ است ...و اینها بهانه ایست

دلم بیش از همه برای تو تنگ است ....

مرا به یاد بیاور. مرا از یاد مبر. که انعکاس صدایم درون شب جاری است...

اميد بي تو ميميرم

نوشته شده در پنجشنبه 1389/03/27ساعت 3:59 بعد از ظهر توسط شیلا| |

هر شب وقتي تنها مي شم حس مي کنم پيش مني

دوباره گريه ام مي گيره انگار تو آغوش مني

روم نمي شه نگات کنم وقتي که اشک تو چشمامه

با اين که نيستي پيش من انگار دستات تو دستامه

بارون مي باره و تو رو دوباره پيشم مي بينم

اشک تو چشام حلقه مي شه دوباره تنها مي شينم

قول بده وقتي تنها مي شم بازم بياي کنار من

شبهاي جمعه که مي ياد بياي سر مزار من

دوباره باز ياد چشات زمزمه نبودنم

ببين که عاقبت چي شد قصه با تو بودنم

خاک سر مزار من نشوني از نبودنت

دستاي نامردم شهر چرا ازم ربودنت

قول بده وقتي تنها مي شم بازم بياي کنار من

شبهاي جمعه که مي ياد بياي سر مزار من

به زير خاکم و هنوز نرفتي از خيال من

غصه نخور سياه نپوش گريه نکن براي من

ديگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم

دوباره لحظه ها سپرد منو به باد رفتنم

ديگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم

رو سنگ قبرم بنويس تنها ترين تنها منم

سلام

ممنون از همه شما عزیزان که بهم سر میزنید و تو وبم با نظراتتون کمک میکنید نزدیکای کنکوره و میخوام بزارم بعد کنکور آپ بعدی رو ولی خیلی خوشحال میشم بعد کنکور نظرات زیباتونو بخونم حتما برام نظر بزارین تا بعد کنکور ازتون تشکر کنم امیدوارم همه کنکوری های امسال موفق بشن مخصوصا عشق من برامون دعا کنید .

امیـــــــــــــــــــــــــــــــد عاشــقــــــــــــــــــــتم

بـا هیـــچ چیـــزعوضــت نمــــیکنم

هـــــــــیــــچ چیـــــز

d.gifi.gifm.gifo.gif

a.gifl.gifi.gifh.gifs.gif

نوشته شده در یکشنبه 1389/03/16ساعت 8:43 قبل از ظهر توسط شیلا| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت